آقای ... وارد شعبه میشه...
و وقتی مییاد خودش به تنهایی همه جا رو بهم میزنه... جو شعبه خراب میشه و همه مضطرب هستن...
و حالا اون آدم میگرده و میگرده... نفر اول... نفره دوم... و سومین نفر تو هستی
از مشتری مداری بد تر اینه که متهم باشی...
بازرسایی که وقتی باهات حرف میزنن کاملا احساس میکنی دارن بازجوییت میکنن...
نشسته روبروت نسکافه میخوره.. شکلات میخوره... و تو رو....
دلم میخواد بلند بلند بخندم بهش اما...
و بدتر اینه که بعد از یه هفته هنوز هیچ خبری از شاکی نباشه و تو ... تو متهم میشی بازجویی میشی و همچنان بلاتکلیفی... بعد یه هفته هنوز حالت جا نیومده... و
- خستم... خیلی خسته... یه چند وقتی مرخصی میخوام از زندگی...